نامه سرگشاده به وزیر بهداشت

چرا کارانه اعضای هیات علمی دانشگاه ها با تاخیر پرداخت می شود؟

دکتر محمد مهدی قیامت (رئیس انجمن آنستزیولوژی و مراقبت های ویژه ایران)

  ...... دیر زمانی است که پرداخت کارانه اعضای هیات علمی دانشگاهها با تاخیر چند ماهه صورت می گیرد. این تاخیر در پرداختها تابع هیچ قانون و ضابطه ای نبوده و بر اساس سلائق  و نیز شرایط  مدیریتی هر دانشگاه متفاوت می باشد.واضح است که این تاخیردر پرداخت  سبب ساز مشکلات فراوانی در وضع معیشتی اعضای هیات علمی گردیده است. 

........ وضعیت نابسامان اقتصاد درمان در طی چندسال اخیر سبب گردیده تا افزون بر یکه تازی بیمه ها ، زمان پرداخت کارانه اعضای هیات علمی به حد بحرانی برسد. گزارشات واصله از سراسر کشور  بخوبی بیانگر این نکته اسف انگیز می باشد که در مواردی این تاخیر در پرداختها تا ۱۸ ماه نیز رسیده است و هنوز مشخص نیست که بالاخره چه زمانی این پرداختها شکل منطقی به خود خواهد گرفت  ! این نکته که خود شاهدی بر اقتصاد درمان  افسارگسیخته امروز ما می باشد ، جای تامل بسیار دارد .

الف) اینجانب همانگونه که از  آمار و ارقام اقتصادی اعلام شده از سوی وزارت بهداشت مبنی بر کسر بودجه ، تورم و موارد مشابه در حوزه بهداشت و درمان  بیگانه نمی باشم از وضعیت زندگی و معیشت همکاران خود نیز در این وانفسا بی خبر نیستم .   بیایید عادلانه قضاوت کنیم آیا متخصصی که کار خود را تمام و کمال مثلا در ۱۸ ماه قبل انجام داده است باید حق خود را پس از اعمال نظر بیمه ها  و  پس از شکوه و شکایت به دامان این رئیس و آن مدیر  دریافت کند . و این دقیقا در زمانی است که قدرت خرید تا حد زیادی کاهش یافته و دیگر پرداخت مذکور  ارزش سابقش را ندارد؟ آیا این به معنای آن نیست که دولت از عضو هیات علمی خود وام بدون سود گرفته و تاریخ برگشت این وام را حواله به زمانی مبهم می کند! اینجانب در مقامی نیستم که قضاوت کنم که آیا این تاخیر در پرداختها آنهم به این مدت از جهت فقهی و شرعی چه حکمی دارد و آیا صرف هزینه از درآمد فردی که خود نیاز به آن دارد در امور جاری بیمارستانها  اشکال دارد یا ندارد ، اما اینقدر می دانم که این موارد در تناقض با سیاست عدالت اجتماعی دولت کریمه که حضرتعالی مجری آن در سطح وزارت بهداشت می باشید ، قرار می گیرد .

ب ) از سوی دیگر این معضل در تناقض با سیاستهای اعلام شده از سوی خود وزارت بهداشت مبنی بر ((ارتقاء کیفیت)) و افزایش کارآیی مجموعه های مدیریتی می باشد که مدام از سوی مدیران به سیستم های بهداشتی القا می گردد.  خود بهتر از من می دانید که ثمره این تاخیرها در نهایت چیزی جز افت کیفی آموزش ، پژوهش و درمان در سطح وزارت متبوعه نمی باشد.آنگونه که از شواهد برمی آید روسای دانشگاهها به صورت حضوری یا کتبی موارد فوق را مکررا به حضرتعالی گزارش نموده اند و اعلام خطر نموده اند که متاسفانه بازخورد آن در سطح  اجرایی در حدی ناچیز بوده است.

برای خواندن بقیه نامه ادامه مطلب را کلیک کنید.

ادامه نوشته

لطفا اینقدر پژوهش نکنید !

دکتر محمد رضا درودیان (متخصص بیهوشی)

می گویند که پزشکی در ایران جمع اضداد است . از یک سو می بینی که در کار روزانه ات  با بیماران ، گرفتار مشکلات پیش پا افتاده و خردی هستی که به مرور نظام درمانی حول و حوش ات را به کلاف سردرگمی تبدیل کرده و از دیگر سو به طرز حیرت انگیزی  ، در و دیوار بیمارستان تو را به شرکت در کلاس های روش تحقیق و آمار و مقاله نویسی و کنگره و .... می خواند . و اینگونه است که حیران می مانی مشکلات ابتدایی پیش رویت را حل کنی و یا از همه آنها فرار کرده و برای کسب امتیازات دانشگاهی( که البته از نان شب هم واجب تر شده )فکر چاره کنی . طبق معمول کسانی هم پیدا می شوند که به طرزی معجزه آسا در قالب اساطیر یونان هر دو کار را انجام می دهند . نمی دانم یا نمی خواهم بدانم  که بالاخره این مقالاتی که در گوشه و کنار به چاپ می رسند ولو در درازمدت گره ای از مشکلات بهداشتی جامعه ما خواهند گشود یا تنها به درد ارتقاء من و احیانا دکوراسیون دانشگاه خواهند خورد . در باب این تناقضات تنها به این دو نقل قول از دو مسئول که هر کدام در سمتی به کار خویش مشغولند توجه نمایید و آنگاه  عباراتی همچون ((پژوهش های کاربردی)) و ((هدف از پژوهش)) و ((اولویت های پژوهشی)) را برای خود زمزمه کنید .

نقل قول اول از دکتر محمد واسعی (معاون پژوهشی وزارت بهداشت)در مراسم اختتاميه جشنواره پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي‌ - ۲۸ آذر ۱۳۸۶

ايران با ثبت سالانه ۲ هزار و ۱۴۰مقاله پزشكي در مجلات معتبر دنيا در سال ۲۰۰۶ميلادي رتبه سي‌ام توليد مقالات پزشكي دنيا را در اختيار دارد. در زمان حاضر ۱۵۸مركز تحقيقاتي در مجموعه وزارت بهداشت فعال است كه نسبت به سال قبل ميلادي كه ۱۲۸مركز بود حدود ۳۵درصد افزايش دارد . طي ۳سال گذشته توليد مقالات پزشكي در ايران ۳۵درصد رشد داشته است كه چنين رشدي در هيچ كشور ديگري در دنيا سابقه ندارد.بر اساس رتبه‌بندي پژوهشي پزشكي اكنون ايران در بين كشورهاي منطقه بعد از عربستان در مقام دوم است .

اما نقل قول بعدی از دکتر حسینعلی شهریاری (نایب رئیس کمیسیون بهداشت مجلس) در مصاحبه با خبرگزاری فارس - ۲۲ آبان ۱۳۸۷

رتبه ایران در بین کشورهای جهان از نظر تامین سلامت مردم و وضعیت بهداشتی - درمانی در سال های اخیر به صورت مرتب کاهش یافته است.......امروز ما {در بین ۱۹۲ کشورجهان}در رتبه ۱۲۳ هستیم و اگر هرچه زودتر نتوانیم این جایگاه را اصلاح کنیم در آینده با مشکلات بسیار بیشتری مواجه می شویم.

پزشکان دولتی !

دکتر صالح آزاد بخت

.... واقعیت این است که در حال حاضر کمتر پزشک متخصصی وجود دارد که تعرفه های قانونی را رعایت کند .دریافت وجوه خارج از ضوابط تحت عناوین مختلف توسط پزشکان بصورت امری عادی درآمده است. متاسفانه به جای پذیرش این واقعیت و سعی در از بین بردن ریشه های آن به کلمات و جملاتی مثل ((واقعیت ندارد)) ، ((نباید باشد)) ، ((اگر باشد برخورد قانونی صورت می گیرد)) و ((چهره پزشکان را با این تهمت ها مخدوش نکنید)) پناه می بریم. در حالیکه اشکال در جای دیگری است. بنظر می رسد که سیستم فعلی اداره بیمارستان های دولتی به گونه ای است که خودبخود پزشکان را به سوی اعمال خلاف قانون سوق می دهد. آنهم اعمالی که در نهایت شئونات پزشکی و تقدس این حرفه شریف را زیر سئوال می برد.

((اقتصاد درمان : نگاهی به گردش مالی بیمارستان های دولتی))  به نقل از نشریه داخلی سازمان نظام پزشکی – بهمن و اسفند ۱۳۷۷

نگاهی به سمت و سوی بازآموزی های پزشکی

دکتر محمدرضا نوروزی (متخصص اورولوژی)

.....واقعیت این است که نفس آموزش مداوم امری مطلوب و پسندیده بود و این مساله در دیگر کشورهای دنیا نیز در حال انجام می باشد. اما شرایط در کشورهای دیگر به گونه ای است که فراگیرندگان با میل و رغبت در آن شرکت می کنند و در هر برنامه نیز بطور داوطلبانه فرمهای حضور و ارزیابی برنامه را پر می کنند لیکن در کشور ما مساله از حالت متعارف آن خارج شده و متاسفانه مشاهده می شود که مساله بصورت حضور و غیاب در مدرسه ها درآمده است . این امر نشان می دهد مسیر آموزش مداوم در مسیر کاملا صحیح خود قرار ندارد و بنظر من اعتراض جامعه پزشکی هم در این رابطه می باشد. جامعه پزشکی از اینکه مساله ای به حالت اجبار و زور درآمده و غرور آنها را مخدوش نماید ناراحت هستند و بنظر من باید در این رابطه فکری اساسی صورت گیرد.... به هر حال به نظر می رسد که نباید جامعه پزشکی را دائما تهدید به عدم تمدید پروانه نمود.  
....توجه خاص به مساله امتیاز و عدم توجه به نظرات فراگیرندگان ، عدم حمایت کافی از مسئولین اجرایی امر آموزش مداوم و دخالت مسائل غیر علمی در امر تخصیص امتیاز از عواملی می باشد که موجب خارج شدن آموزش مداوم از مسیر اصلی شده است . متاسفانه بر اساس اطلاعات حاصله تخصیص امتیازات در امر آموزش مداوم نیز تماما جنبه علمی نداشته و سلیقه های فردی و حتی سیاسی در آن دخیل می باشد.

مصاحبه با مسئول دفتر آموزش مداوم پزشکی - نشریه داخلی سازمان نظام پزشکی ( مهر و آبان 1379)

اخلاق پزشکی یا اخلاق پزشکان !!

دکتر علیرضا زالی (جراح مغز و اعصاب)

... نگاهی اجمالی به آمار پرونده های مطروحه در مراجع قضائی و یا نهادهای ذیربط نظارتی بر خدمات گروه پزشکی بیانگر این واقعیت تلخ می باشد که در بسیاری از موارد ، یکی از شاغلین رسته های درمانی به نوعی در ارجاع پرونده ها به مراجع ذیربط ، برای سایر همکاران خود مدخلیت داشته است. به نظر می رسد این امر تا حد زیادی منتج از این نکته می باشد که مقوله اخلاق پزشکی و بویژه روابط فیمابین گروه پزشکی کمتر مورد توجه بوده است......

نشریه داخلی نظام پزشکی (مرداد ۱۳۷۶)

پژوهش و مشکلات آن از نگاه پیشکسوتان

گزیده ای از مقاله دکتر صادق مسرت (استاد و فوق تخصص گوارش)

..... فقدان شخصیتهای علاقه مند به کار علمی در نسل نسبتا جوان دانشگاهها ، ادغام دانشگاههای علوم پزشکی و بیمارستانهای درمانی وزارت بهداشت همراه با بالارفتن وظایف آموزشی با ازدیاد چشمگیر دانشجویان پزشکی در سالهای بعد از انقلاب ، عدم حضور فعال تمام روزمره کادر علمی در دانشگاهها و توجه اکثریت آنان به مشغله های خارج از وقت اداری به علت وجود مشکلات اقتصادی و عدم تامین زندگی ، کم بها دادن به ارزش واقعی شخصیتهای علمی و مواردی از این قبیل ، می تواند دلایل مهمی برای از دست دادن انگیزه تحقیقات از طرف کسانی باشد که از نظر داشتن هوش و استعداد شرایط لازم را برای کسب مدارج علمی و درخشش در سطح جهانی دارند.
...... دانشگاههای علوم پزشکی – که تعداد آنها بعد از انقلاب به طور چشمگیری افزایش یافته است – برای ایفای وظایف خود(1- تربیت پزشکان مورد احتیاج مملکت ، 2- تحقیق در علوم پزشکی و مسائل و مشکلات مربوط به آن ، 3- درمان بیماران) باید از مدیریت آگاه به مسائل دانشگاهی و تحقیقاتی که استقلال عمل داشته باشند برخوردار شوند بنابر این تحت پوشش قرار دادن تمام دانشگاهها با یک مدیریت واحد و جدا از وزارت بهداشت و درمان امری است ضروری.
.......با وجود اینکه بارها از تجربیات فراوانی که پزشکان جراح ما در سالهای جنگ کسب کرده و به دنیا عرضه داشته اند صحبت شده است ولی اگر به مقالاتی که در سطح بین المللی انتشار یافته است رجوع کنیم می بینیم که در رابطه با رشته تراماتولوژی و عواقب بمب شیمیایی فقط سه مقاله به چشم می خورد که دو مقاله آن از شیراز (جناب دکتر اعرابی) در یک مجله معتبر بین المللی چاپ شده است ....

قسمتهایی از مقاله دکتر صادق مسرت تحت عنوان ((بازتاب و مقایسه فعالیتهای علمی پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی و مراکز تحقیقاتی ایران در مطبوعات علمی جهان)) فصلنامه رهیافت – بهار 1376

آموزش پزشکی و وزارت بهداشت

قسمتهایی از مصاحبه با دکتر مسلم بهادری (استاد پاتولوژی)

دكتر مسلم بهادري در مصاحبه‌اي با خبرگزاري دانشجويان ايران با اشاره به اينكه وزارت بهداشت مسئوليت سلامت جامعه را بايد عهده دار باشد ويك دانشگاه علوم پزشكي نمي تواند هم پزشك تربيت كند و هم به مشكلات بهداشتي مغازه‌ها و اصناف رسيدگي كند، راهكار مناسب را بازگشت آموزش پزشكي به وزارت علوم و به عهده گرفتن كنترل و نظارت بر بهداشت و درمان كشور توسط وزارت بهداشت با استفاده از نظرات كارشناسي ومتخصصان دانشگاه‌هاي علوم پزشكي دانست.
وي با تأكيد بر اينكه بودجه‌هاي آموزشي نبايد صرف امور اجرايي وزارت بهداشت شود ادامه داد: اداره دانشگاه‌‌هاي علوم پزشكي توسط وزارت بهداشت امري غير ضروريست شايد اين كار در گذشته به علت جبران كمبود نيروي پزشكي انجام مي‌شد ولي ادامه آن با توجه به اشباع تعداد پزشكان در كشور ضرورتي ندارد.
وي افزود: تئوري سپرده شدن آموزش پزشكي به وزارت بهداشت جهت آموزش دانشجويان پزشكي برپايه محوريت سلامت در عمل اتفاق نيفتاد چون ساختار دانشكده‌هاي پزشكي براي اين كار تعريف نشده بود ضمن اينكه جامعه ايراني پذيراي اين موضوع نبود.
اين استاد پيشكسوت با اشاره به وضعيت آموزش پزشكي كشور، آن را از نظر كمي و كيفي خوب توصيف كرد و تمام وقت نبودن اساتيد و تصدي وزارت بهداشت برآموزش پزشكي را مهمترين مشكلات آن دانست.
دكتر بهادري در خصوص كيفيت درمان در كشور اظهار داشت: ما بهترين درمان را نه از دانشگاه‌ها و بيمارستانهاي آموزشي،‌ بلكه از بخش خصوصي درمان دريافت  مي‌كنيم، چرا كه بودجه‌هاي دانشگاه‌ها كه بايد صرف آموزش، پژوهش و درمان در بيمارستانهاي آموزشي شود، صرف امور اجرايي وزارت بهداشت مي‌شود و ادامه الحاق آموزش پزشكي به وزارت بهداشت براي دانشگاه ها و جامعه فايده‌اي ندارد.
وي  در گوشه اي ديگر از سخنان خود تصريح كرد: يكي از مهمترين مشكلات آموزش پزشكي تمام وقت نبودن اساتيد است. اكثر اعضاي هيأت علمي دانشگاه‌ها بخش زيادي از وقت خود را صرف ارايه خدمات در بخش خصوصي مي‌كنند، چون دانشگاهها نياز‌هاي مالي آنها را برآورده نمي كنند. هيچ كدام از بيمارستانهاي آموزشي ما، كلينيك اختصاصي براي اعضاي هيأت علمي بيمارستانها ندارند درحاليكه دانشگاه بايد كار خصوصي اساتيد را هم در دانشگاه ايجاد كند با اين وجود به طور كلي تعداد بالاي اعضاي هيأت علمي در دانشگاه ها تا حدودي خلاء تمام وقت نبودن اساتيد را جبران مي‌كند.


دكتر بهادري درخصوص طرح پذيرش دانشجوي پزشكي از مقطع ليسانس اظهار داشت: بطور كلي دو نظريه براي پذيرش دانشجوي پزشكي وجود دارد. يكي پذيرش از دوره دبيرستان در يك مقطع پيوسته دكترا  و ديگري پذيرش از مقطع كارشناسي، كه با بررسي ونتايج بدست آمده ااز 350 دانشگاه دنيا، هيچ كس نمي‌تواند بگويد كداميك از اين دو روش بهتراست. مهم انتخاب يكي از اين دو روش براساس  نياز‌هاي جامعه جهت پرورش پزشكان شايسته است.
وي با اشاره به اينكه پذيرش فعلي پزشكان نه براساس نيازهاي جامعه بلكه بر اساس رقابت‌هاي خانوادگي و مالي است افزود: پذيرش دانشجويان از مقطع ليسانس باعث مي‌شود تصميم گيري افراد براي ورود به پزشكي بر اساس تواناييها وعلايق باشد و فشار خانواده‌ها كمتر شود. با بلوغ فكري دانشجويان در دوره ليسانس افراد مستقل‌تر در اين خصوص تصميم مي‌گيرند و اين عاقلانه‌ترين روش براي كشور ما است.
وي ادامه داد دوره آموزش پزشكي بسيار طولاني و پيوسته است كه هيچ راه خروجي ندارد و دانشجوياني كه در سال‌هاي اول از اين رشته خسته مي‌شوند، چاره‌اي جز ترك تحصيل يا ادامه اجباري آن ندارند و اين جز اتلاف وقت دانشجويان نيست.
اين استاد پيشكسوت بزرگترين چالش آموزشي دنيا را مسأله انتخاب بيان كرد و افزود: در حال حاضر تعدادي تست صحيح، ملاك خوبي براي  پذيرش افراد در دانشگاه ها نيست، در كالج‌هاي معتبر دنيا شخصيت افراد، مسئوليت پذيري و اخلاقيات در سنجش دانشجويان مورد بررسي قرار مي‌گيرد بنابراين پذيرش دانشجوي پزشكي از ليسانس باعث مي شود افراد آزادانه رشته مورد نظر خود را پس از دوره ليسانس انتخاب كنند و دانشگاه‌ها هم افراد را بر پايه سوابق علمي، پژوهشي و شخصيت آنان در دوره ليسانس مورد سنجش قرار دهند.
وي تصريح كرد ما معتقديم سازمان سنجش نبايد مسئول انتخاب و گزينش دانشجويان باشد بلكه نتايج آزموني كه از سوي اين سازمان برگزار مي‌شود بايد به عنوان يكي از معيارهاي پذيرش دانشجويان در كنار معيارهاي ديگر مورد ارزيابي قرار گيرد.
دكتر بهادري در پايان سخنان خود با اشاره به اينكه لزومي ندارد دوره ليسانس مستقل و ويژه‌اي براي پزشكي تعريف شود ، افزود: هر فرد با هر رشته‌ مرتبط با پزشكي مي‌تواند وارد پزشكي شود و در سال اول پزشكي دروس مورد نياز خود را دريافت كند . البته بهتر است مانند اكثر كشورهاي دنيا دانشجويان تمام رشته‌ها مانند رياضيات محض، فلسفه، ادبيات و .... بتوانند با كسب آمادگي‌هاي لازم در رشته پزشكي شركت كنند، لزومي ندارد يك خط مستقيم براي دانشجو ترسيم شود و آنرا ملزم به حركت در اين خط كند بلكه بهتر است در اين مسير انتخاب ايجاد شود تا استعدادهاي جوانان در آنها شكوفا شده و به جامعه نيرو دهد.

 قسمتهایی از مصاحبه با ایسنا (به نقل از سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران -۷ بهمن ۱۳۸۶)

کارگاه های روش تحقیق

 دکتر سعید آصف زاده (استاد پزشکی اجتماعی)

در سالهای اخیر کارگاههای متعدد روش تحقیق در سیستم بهداشت و درمان  در سراسر دانشگاه های علوم پزشکی برگزار شده است. اگرچه هدف این کارگاه ها آموزش اعضای هیات علمی بوده است ولی طرح های پژوهشی این گروه کمتر در راستای تحقیق در سیستم بهداشتی و درمانی بوده و نتایج پژوهش های انجام شده به ندرت منجر به حل مسائل و مشکلات بهداشتی و درمانی شده است و مشارکت کارکنان رده های اجرائی در اینگونه پژوهش ها بسیار اندک و در حد جمع آوری داده ها بوده است.

راهنمای آموزشی ده گام پژوهش در سیستم های بهداشتی درمانی - انتشارات معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت - ۱۳۸۰- ص ۱۲

ضرورت تمرکز تحقیقات علمی در سطح کشور: آیا تحقیقات علمی مربوط به مملکت باید در کشور منتشر شود یا در س

گزیده ای از مقاله دکتر محمد علی هنجنی (استاد و متخصص قلب و عروق)

مقاله ای که در ذیل می خوانید یک دهه قبل از سوی استاد دکتر هنجنی منتشر گردید. این مقاله که نقدی در باب تحقیقات پزشکی و مسائل حول و حوش آن محسوب می شود اشاره ای واقع بینانه به مشکلات رویاروی تحقیقات در کشورهای در حال توسعه دارد. اکنون که بعد از گذشت یک دهه باردیگر این مقاله را مرور می کنیم هنوز بسیاری از آن مشکلات را پابرجا می بینیم.اگر خواهان اطلاعات بیشتری در مورد نویسنده این مقاله هستید اینجا را کلیک کنید.

.... اهداف اصلی و کاربردهای عملی تحقیقات توسط پژوهشگران ایرانی و مراکز علمی ایران و انتشار این تحقیقات چه در مجلات داخل و چه در خارج از ایران هنوز روشن و مشخص نیست. آیا این اهداف در جهت حل مشکلات  و مسائل علمی در سطح جهانی است و یا موضوع بیشتر در مورد توسعه علم ، صنعت و بهداشت منطقه است و در نتیجه برای حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مملکتی می تواند به کار گرفته شود. به هر صورت اگر هدف اصلی مشخص باشد به مصداق مثلی که می گویند آب راه خودش را پیدا می کند ، تحقیقات هم می تواند به سادگی به هدف مورد نظر نزدیک گردد و بهره وری عملی از آن حاصل شود.

...... آیا تحقیقات علمی باید در سطح جهانی و بین المللی قابل قبول باشند و احیانا بتوانند به حل مشکلات و مسائل خارج از مملکت کمک کنند و یا تحقیقات علمی ما باید مشکلات داخلی را در اولویت قرار دهند و در وهله نخست راه گشای مسایل کشوری باشند. یا در حالت سوم آیا این تحقیقات علمی باید به هر صورت در سطح بین المللی و جهانی برای ارتقای معیارهای استاندارد علمی و اعتبارهای علمی منطقه مورد نظر باشند؟ به نظر من هنوز به این سئوالات پاسخ قانع کننده داده نشده است.

...... بعضی اوقات طرح های پژوهشی بدون اینکه جهت دار باشند و یا اهداف و نتیجه گیری از آنها بتواند مورد استفاده و بهره وری عمومی قرار گیرد به مرحله اجرا در می آید .گاهی هم طرح های تحقیقاتی وسیع در سطح کشور با صرف هزینه های بسیار گزاف و به کارگیری نیروی انسانی مجرب انجام می گردد درحالیکه به عللی بهره وری عملی از آن میسر نیست و جنبه کاربردی آن بسیار ناچیز است.

..... آیا باید پژوهش را در جنبه کاربردی آن ، در رابطه با حل مشکلات لاینحل تحقیقات خارجی در نظر گرفت که احیانا مورد پذیرش مراکز علمی بین المللی و جهانی قرار گیرد که در این صورت تحقیق به حل مشکلات منطقه کمک موثری نخواهد کرد و پژوهشگران منطقه یا کشوری خاص و به ندرت به این تحقیقات آگاهی خواهند یافت و کمتر دسترسی به آن پیدا می کنند.

.... می توان به تحقیقاتی اشاره کرد که بصورت رقابتهای ناصحیح علمی بین مراکز آموزشی اعمال می گردد و یا در بعضی اوقات به صرف انجام وظیفه در مشاغل پژوهشگری یا برای احتیاجات فردی پژوهشگر صورت می گیرد تا در امر ارتقا از مرتبه ای به مرتبه دیگر دانشگاهی و تامین مدارک ارتقا از نقطه نظر تحقیقات علمی و مقالات قابل قبول و مورد پسند هیات های ممیزی دانشگاه ها قرار گیرد.

...... اولویت نام گذاری ، بدین معنی که نام کدام محقق باید در ردیف اول یا دوم و سوم اجرا کنندگان طرح های تحقیقاتی قرار گیرد زیرا همه اعضاء هیات علمی سعی دارند اولین مولف باشند و 80درصد امتیاز ارتقاء را کسب نمایند یا اگر بتوانند تنها مولف باشند و صد در صد امتیاز را به خود اختصاص دهند . چرا که تعدادی از این تحقیقات علمی فقط به منظور وصول به این هدف در تغییر موقعیت شغلی دانشگاهیی یا ارتقا انجام می گیرد.

.... همه ما معمولا افرادی را به عنوان سرپرست تحقیقاتی و راهنمای تحقیقاتی در نظر می گیریم که مقالات متنوعی را در مجلات خارجی به چاپ رسانیده باشند به طوریکه اعتبار بین المللی داشته و به عنوان الگوهای پژوهشی شناخته شده باشند. درست است که در این افراد صلاحیت تحقیقاتی زیادی وجود دارد ولی مسلما پژوهش مورد نظر ایشان نیز همان پژوهش هایی است که در سطح بالای بین المللی ، بدیع و قابل قبول است و نتیجه نیز قابل چاپ در مجلات خارجی می باشد. در اینصورت غالبا جنبه کاربردی این قبیل تحقیقات از نظر مسائل منطقه و توسعه کشوری ناچیز خواهد بود.

..... دبیران مجلات هم که در زمره خبرگان تحقیقاتی می باشند به این مشکل دامن می زنند و تنها مقالاتی را ارزشمند می دانند که مورد قبول مجلات بین المللی باشند و از نظر شاخص های بین المللی مجلات مورد قبول واقع شوند.چه بسا با این طرز تفکر پژوهشگران داخلی هم مقالات خود را بصورت متعدد به مجلات خارجی ارسال می دارند زیرا اگر مقالات آنها در دراین مجلات به چاپ برسند – از اعتبار بیشتری از نظر مدارک دانشگاهی و داوران و خبرگان پژوهشی – برخوردار خواهند بود و در صورت عدم قبول این مقالات در مجلات خارجی ، به مجلات داخلی روی می آورند و این موضوع غالبا از روی منابع و سالهای آن قابل تشخیص است.......

..... کشور ما نیز به طرح تحقیقات توسعه ای برای پیشرفت نیازمند است و طبق گزارش شورای پژوهش های علمی کشور فقط 9درصد این توان تحقیقاتی را تشکیل داده است. بدین ترتیب می توان گفت حدود 80درصد نتایج تحقیقاتی ما با صرف هزینه و نیروی انسانی در کشورهایی همانند کشور ما قابل استفاده نیست و مورد کاربرد آن برای کشورهای پیشرفته جهان در علم و صنعت می باشد.به نظر کارشناسان فنی تحقیقات موجود برای کشور ما و همچنین برای سایر ممالک در حال توسعه مطلوب و متناسب نیست.

 مجله علمی نظام پزشکی    شماره 4 سال 1377

پژوهش برای ارتقاء شغلی

دکتر علیرضا فکری (متخصص پوست)

.......الان تقريبا فلسفه اي كه متاسفانه در ديد بسياري از اساتيد ما است اين است كه پژوهش را براي ارتقاء مي خواهند يعني از استادياري به استادي يا از مربي به مقام بالاتر برسند و دانشجو نيز اگر پايان نامه را مي نويسد فكرش اين نيست كه چيز تازه اي ارائه بدهد. من در بعضي از دفاعيه ها ي پايان نامه  شاهد بوده ام كه حتي استاد مشاور حاضر نشده بود در جلسه دفاع شركت كند و از دانشجو حمايت نمايد. اين نمايانگراين است كه متاسفانه استاد مشاور هم اهميتي در خور براي اين قضيه قائل نيست .اگر قرار باشد هم استاد و هم دانشجو اين طور فكر كنند ،اين پژوهشها نتيجه قابل قبولي نخواهد داشت و دردي از مردم را دوا نخواهد كرد در حاليكه تمام پژوهشها بايد بر حسب نيازهاي مردم اولويت بندي شوند  تعيين اولويتها بايد مورد توجه قرار گيرد. به همين خاطر است كه پژوهش از عدالت اجتماعي فاصله گرفته است . و من صلاح نمي دانم كه روي اين پژوهشها سرمايه گذاري شود.
......مساله اين است كه من با اين اصل كه هم امتحان باشد و هم پايان نامه مخالفم . زيرا در دنيا معمولا يا امتحان comprehensionمي گيرند يا پايان نامه ارائه مي شود.در سيستمهاي فرانسوي و انگليسي امتحاني به نام فاينال ندارند بلكه پايان نامه حكم امتحان فاينال را دارد و براي همين به پايان نامه اهميت مي دهند و دفاع كردن از آن خيلي سخت است.امتحان comprehensionدر سيستم هاي آمريكايي است .ولي اينجا آمده اند و تلفيقي از اين دو روش را گذاشته اند كه بنده مخالف اين قضيه هستم.
......اينها مي گويند اگر از ده پايان نامه يكي هم با ارزش باشد،مي ارزد كه ما به 10 نفر زحمت بدهيم. هرچند كه من مخالفم چون پايان نامه ها فوق العاده براي يك دانشجو پر خرج است .مخصوصا اگر اين دانشجو يان در رفع حوائج اوليه مشكل داشته باشند و ما داريم حدود 50-20هزارتومان خرج روي دستش مي گذاريم وقتش را تلف مي كنيم و در نهايت حاصل اين تلاش يك پايان نامه بي ارزش مي شود كه در كتابخانه به عنوان بايگاني ثبت مي شود . با اين كار صرفا آمار خود را بالا مي بريم . من اين اعتقاد را دارم كه از آمار نبايد سوء استفاده كرد . مثلا براي من زيادي تعداد پايان نامه از سال فلان تا الان افتخار نيست بلكه براي من افتخار اين است كه چند درصد اين پايان نامه ها مقاله شده و يا چند در صد اينها به كار گرفته شده است.اين پايان نامه ها بايد آنقدر با ارزش باشد كه در خدمت مديران باشد….در خدمت مردم باشد و مشكلي از بهداشت جامعه را حل كندو يا حتي در سيستم مديريت بتواند درد يك مدير را حل كند .
.....بسياري از مديران ما هنوز ياد نگرفته اند كه مشكلات خود را بايد با پژوهش حل كنند و فكر مي كنند بايد با همان سيستمي كه از قديم ياد گرفته اند مديريت كنند. در صورتي كه مديريت قوي دنيا بر اساس پژوهش و تقسيم كار و بهره وري است.هر مديريت بايد مجري اين تحقيقها باشد.

قسمتهایی از مصاحبه با ماهنامه دانشجويي سايه سال دوم شماره هفتم بهمن 79