دکتر علیرضا فکری (متخصص پوست)

.......الان تقريبا فلسفه اي كه متاسفانه در ديد بسياري از اساتيد ما است اين است كه پژوهش را براي ارتقاء مي خواهند يعني از استادياري به استادي يا از مربي به مقام بالاتر برسند و دانشجو نيز اگر پايان نامه را مي نويسد فكرش اين نيست كه چيز تازه اي ارائه بدهد. من در بعضي از دفاعيه ها ي پايان نامه  شاهد بوده ام كه حتي استاد مشاور حاضر نشده بود در جلسه دفاع شركت كند و از دانشجو حمايت نمايد. اين نمايانگراين است كه متاسفانه استاد مشاور هم اهميتي در خور براي اين قضيه قائل نيست .اگر قرار باشد هم استاد و هم دانشجو اين طور فكر كنند ،اين پژوهشها نتيجه قابل قبولي نخواهد داشت و دردي از مردم را دوا نخواهد كرد در حاليكه تمام پژوهشها بايد بر حسب نيازهاي مردم اولويت بندي شوند  تعيين اولويتها بايد مورد توجه قرار گيرد. به همين خاطر است كه پژوهش از عدالت اجتماعي فاصله گرفته است . و من صلاح نمي دانم كه روي اين پژوهشها سرمايه گذاري شود.
......مساله اين است كه من با اين اصل كه هم امتحان باشد و هم پايان نامه مخالفم . زيرا در دنيا معمولا يا امتحان comprehensionمي گيرند يا پايان نامه ارائه مي شود.در سيستمهاي فرانسوي و انگليسي امتحاني به نام فاينال ندارند بلكه پايان نامه حكم امتحان فاينال را دارد و براي همين به پايان نامه اهميت مي دهند و دفاع كردن از آن خيلي سخت است.امتحان comprehensionدر سيستم هاي آمريكايي است .ولي اينجا آمده اند و تلفيقي از اين دو روش را گذاشته اند كه بنده مخالف اين قضيه هستم.
......اينها مي گويند اگر از ده پايان نامه يكي هم با ارزش باشد،مي ارزد كه ما به 10 نفر زحمت بدهيم. هرچند كه من مخالفم چون پايان نامه ها فوق العاده براي يك دانشجو پر خرج است .مخصوصا اگر اين دانشجو يان در رفع حوائج اوليه مشكل داشته باشند و ما داريم حدود 50-20هزارتومان خرج روي دستش مي گذاريم وقتش را تلف مي كنيم و در نهايت حاصل اين تلاش يك پايان نامه بي ارزش مي شود كه در كتابخانه به عنوان بايگاني ثبت مي شود . با اين كار صرفا آمار خود را بالا مي بريم . من اين اعتقاد را دارم كه از آمار نبايد سوء استفاده كرد . مثلا براي من زيادي تعداد پايان نامه از سال فلان تا الان افتخار نيست بلكه براي من افتخار اين است كه چند درصد اين پايان نامه ها مقاله شده و يا چند در صد اينها به كار گرفته شده است.اين پايان نامه ها بايد آنقدر با ارزش باشد كه در خدمت مديران باشد….در خدمت مردم باشد و مشكلي از بهداشت جامعه را حل كندو يا حتي در سيستم مديريت بتواند درد يك مدير را حل كند .
.....بسياري از مديران ما هنوز ياد نگرفته اند كه مشكلات خود را بايد با پژوهش حل كنند و فكر مي كنند بايد با همان سيستمي كه از قديم ياد گرفته اند مديريت كنند. در صورتي كه مديريت قوي دنيا بر اساس پژوهش و تقسيم كار و بهره وري است.هر مديريت بايد مجري اين تحقيقها باشد.

قسمتهایی از مصاحبه با ماهنامه دانشجويي سايه سال دوم شماره هفتم بهمن 79